دست مغول از آستین پهلوی بیرون زد
کتابخانه شماره یک کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیشابور در آتش خشم و کینه مزدوران آمریکایی صهیونی، پادوی پهلوی سوخت.
این مرکز به عنوان قدیمیترین نهاد فرهنگی و هنری در اختیار کودکان و نوجوانان نیشابوری بود تا در آن استعداد خود را کشف کنند و به بالندگی برسانند. مرکزی که با قدمتی پنجاه ساله شاهد حضور هنرمندان، پژوهشگران و نویسندگان به نامی بود که هر یک امروز در عرصه کشور چهرهای شناخته شده و صاحب سبک هستند.
مرکزی که با دارا بودن کتابخانه پستی، امکان دسترسی کودکان و نوجوانان روستایی و مناطق کم برخوردار و حاشیه شهر به منابع مطالعاتی مناسب را مرتفع میکرد. کتابخانهای که در سه سال گذشته بیشترین آمار امانت کتاب را در میان کتابخانههای پستی کشور دارا بود و نقطه امید و روشنی بود برای بچههایی که عاشقانه کتاب میخواندند و به آینده چشم دوخته بودند.
اینجا هیچ حرفی جز همراهی و مهربانی و آرزوی خیر و نیکی برای همه مردم آزاده جهان میان بچهها و مربیان رد و بدل نمیشد. هیچ سخنی از زشتی و سیاهی راه نداشت. هر چه بود رشته مهر و محبت بود که میان بچهها و مربیان آنها بسته شده بود که به تنهایی میتوانست جهانی را نجات دهد.
مراکز کانون در سراسر ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلام و استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی نه تنها به جای خود ماندند، بلکه ارتقاء یافتند، تعدادشان بیشتر شد، زیباتر به چشم آمدند، اعتماد خانوادهها را جلب کردند، رشد کردند، بچههای بیشتری را پذیرا شدند، حتی در دورترین نقاط با افزایش مراکز سیار، تا ایران اسلامی را بسازند، تا پلی باشند از امروز به فردا.
و حالا همانها که ادعای غم مردم دارند، همانها که در بیانیههای ریز و درشت خود فریاد میزنند کاری با مردم عادی ندارند، همانها که خود را صاحب این مملکت میدانند! و غافل از آنکه منفور ملت هستند، با دادن فراخوان به مزدوران چشم و گوش بستهشان این خانه امید بچهها را به تلی از خاکستر تبدیل کردند و با افتخار بر دیوار سوخته آن از برگشتن خود نوشتند.
دیروز مربیان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیشابور در میان خرابههای به جا مانده از آتش کین بازماندگان خلف مغول، اشک ریختند و خاطرات را مرور کردند. در هر گوشه از مرکز چهره روشن بچهها را دیدند، صدای شادی و خنده آنها را شنیدند، روزهای رفته عمرشان را مرور کردند و گریستند. اما با یک امید روشن بغض مانده در گلوی خود را نگه داشتند که دوباره می سازیم، با دعای خیر بیش از ۱۸۰۰ عضو، با دستهای مهربانی که به هم داده خواهند شد و یک بار دیگر ققنوسوار از دل خاکستر مرکز امید بچهها را زنده خواهیم کرد و آن روز دیر نخواهد بود.





